اختلال دلبستگی آشفتگی اجتماعی مهارگسیخته (DSED) یکی از اختلالات نادر در دوران کودکی است که بر توانایی کودک در برقراری ارتباطات سالم و ایمن تأثیر میگذارد. این اختلال که با رفتارهای بسیار دوستانه و غیرمعمول با غریبهها شناخته میشود، اغلب در کودکانی دیده میشود که سابقه محرومیت یا غفلت شدید داشتهاند. در این مقاله به بررسی عمیقتر این اختلال، علائم، علل و روشهای درمانی آن خواهیم پرداخت.
علائم اختلال دلبستگی آشفتگی اجتماعی مهارگسیخته
اختلال دلبستگی آشفتگی اجتماعی مهارگسیخته (DSED) با مجموعهای از رفتارهای خاص در کودکان مشخص میشود. اصلیترین نشانههای این اختلال که اغلب به دلیل سابقه ناکافی یا نامنظم در مراقبتهای اولیه و تأثیر آن بر رشد سلامت روان کودک ظاهر میشوند، عبارتند از:
- رفتارهای اجتماعی نامناسب و بیش از حد صمیمی با غریبهها، مانند نزدیک شدن بدون تردید، در آغوش گرفتن یا حتی همراه شدن با آنها.
- فقدان ترس یا احتیاط قابل توجه نسبت به افراد ناآشنا.
- نپذیرفتن یا نادیده گرفتن محدودیتهای اجتماعی طبیعی و مناسب سن.
- عدم تمایل به برگشت یا نیاز به اطمینان از مراقب اصلی پس از تعامل با یک غریبه، حتی در محیطهای ناآشنا.
ویژگیهای اصلی اختلال
ویژگیهای اصلی اختلال دلبستگی آشفتگی اجتماعی مهارگسیخته حول ناتوانی کودک در ایجاد مرزهای اجتماعی مناسب و نشان دادن احتیاط لازم در برابر غریبهها متمرکز است. این رفتارها، که پیشتر به عنوان علائم ذکر شد، در واقع ویژگیهای متمایزکنندهای هستند که نشان میدهند سیستم دلبستگی و توانایی کودک در تشخیص خطر در روابط اجتماعی اولیه به درستی شکل نگرفته است. کودک مبتلا به DSED به جای جستجوی آرامش از مراقب اصلی در مواجهه با ناآشنایان، به راحتی با آنها ارتباط برقرار کرده و مرزهای طبیعی را نادیده میگیرد.
نشانههای اختلال در سنین مختلف
نشانههای اختلال دلبستگی آشفتگی اجتماعی مهارگسیخته (DSED) ممکن است با افزایش سن کودک تغییر کند. در کودکان خردسال، این اختلال اغلب با رفتارهای بسیار صمیمی و بدون تبعیض نسبت به غریبهها، مانند بغل کردن یا نزدیک شدن فوری، خود را نشان میدهد. با بزرگتر شدن کودک و ورود به سن مدرسه و نوجوانی، نشانهها ممکن است به شکل دیگری بروز یابند. در این سنین، کودک ممکن است همچنان با غریبهها بیش از حد راحت باشد، اما این راحتی ممکن است بیشتر به شکل رفتارهای سطحی، جستجوی توجه بیش از حد، یا نادیده گرفتن مرزهای اجتماعی مناسب سن ظاهر شود. در تمام سنین، فقدان ترس یا احتیاط در برابر افراد ناآشنا و تمایل به همراه شدن با آنها بدون نگاه کردن به مراقب اصلی، از ویژگیهای کلیدی باقی میمانند.
نحوه تشخیص اختلال
برای تشخیص اختلال دلبستگی آشفتگی اجتماعی مهارگسیخته (DSED)، متخصصان سلامت روان به ارزیابی دقیق رفتار کودک و سابقه مراقبتی او میپردازند. این فرآیند شامل مشاهده مستقیم تعاملات کودک با غریبهها، گفتگو با والدین یا مراقبان اصلی و جمعآوری اطلاعات در مورد تجربههای اولیه کودک، به ویژه در زمینه کیفیت مراقبت و احتمال وقوع غفلت یا محرومیت شدید است. تشخیص رسمی بر اساس معیارهای مشخص شده در راهنماهای تشخیصی استاندارد صورت میگیرد و نیازمند قضاوت بالینی توسط فرد متخصص است. رفتارهای ذکر شده در بخش علائم، بخش مهمی از این ارزیابی را تشکیل میدهند.
مقایسه با اختلالات مشابه
اختلال دلبستگی آشفتگی اجتماعی مهارگسیخته (DSED) ممکن است با برخی دیگر از اختلالات دوران کودکی که بر رفتار اجتماعی تأثیر میگذارند، اشتباه گرفته شود. با این حال، تفاوتهای کلیدی وجود دارد. برخلاف اختلال دلبستگی واکنشی (RAD) که در آن کودک در ایجاد ارتباطات عمیق و ایمن با مراقبان اصلی مشکل دارد، در DSED کودک به راحتی و بدون تبعیض با غریبهها ارتباط برقرار میکند. همچنین، این اختلال با اختلال طیف اوتیسم (ASD) که معمولاً با فقدان علاقه یا دشواری در درک تعاملات اجتماعی مشخص میشود، متفاوت است. در DSED، مشکل اصلی فقدان احتیاط و مرزهای اجتماعی مناسب با ناآشنایان است که ریشه در تاریخچه غفلت شدید دارد، نه ناتوانی کلی در تعامل اجتماعی یا تمایل به انزوا.
علل و عوامل خطر
علل اصلی اختلال دلبستگی آشفتگی اجتماعی مهارگسیخته (DSED) به شدت با تجربیات اولیه کودک مرتبط است. مهمترین عامل خطر، سلامت روان کودک را تحت تاثیر قرار داده و شامل غفلت شدید یا فقدان مراقبت پایدار و پاسخگو در دوران نوزادی و اوایل کودکی است. شرایطی مانند زندگی در یتیمخانهها با تعداد زیاد مراقب و کمبود توجه فردی، یا تغییر مکرر محل زندگی و مراقبان، مانع از شکلگیری دلبستگی ایمن میشود. این محرومیتها باعث میشوند کودک در درک مرزهای اجتماعی و تشخیص خطر در تعامل با غریبهها دچار مشکل شود.
درمان و راهکارهای مقابله
درمان اختلال دلبستگی آشفتگی اجتماعی مهارگسیخته (DSED) نیازمند پایداری و ثبات در محیط مراقبتی کودک است. اولین گام حیاتی، اطمینان از دریافت مراقبت پایدار و پاسخگو توسط یک یا چند مراقب اصلی ثابت است. درمان تخصصی معمولاً شامل رواندرمانی با تمرکز بر ایجاد دلبستگی ایمن بین کودک و مراقبین اوست. درمانگر با کودک و مراقبین کار میکند تا الگوهای تعاملی سالم را تقویت کرده و به کودک در درک مرزهای اجتماعی کمک کند. والدین و مراقبین نیز میتوانند با ایجاد روتینهای منظم، تعیین انتظارات و قوانین واضح، و فراهم کردن محیطی امن و قابل پیشبینی، به روند درمان کمک کنند. هدف اصلی، تقویت ارتباط دلبستگی و بهبود کلی سلامت روان کودک برای مدیریت بهتر رفتارهای اجتماعی است.

