هنگامی که فردی رفتار عجیبی دارد یا از معیارهای عادی اجتماعی منحرف می شود، ممکن است آن را به روش های مختلفی توصیف کنیم: افسرده، مضطرب، بد خلق، خودکشی و غیره. اما چقدر افراد سالم از نظر روانی را به عنوان شاد، بسیار شاد یا متعادل دسته بندی می کنند؟ در این مقاله درباره سلامت روان و مدل پیوستار سلامت روان صحبت خواهیم کرد.
محققان سلامت روان در سراسر جهان توافق دارند که در جامعه ما بیماری روانی زیاد دیده می شود، در حالی که سلامت روان کمتر از آنچه باید مورد توجه قرار می گیرد. گوردون آلپورت (1937) پیشنهاد کرد که سلامت و بیماری روان دو ساختار مستقل نیستند، بلکه دو قطب از یک طیف خطی هستند و ما در طول زندگی روی این طیف در حرکت هستیم.
به گفته آلپورت، یک فرد کاملاً بالغ و با عملکرد خوب دارای ویژگی های زیر است:
- به دنبال انواع علایق و اشتیاق به آنها
- توانایی انجام مسئولیت های روزانه، از جمله مراقبت از خود
- دارای بینشی بالغ نسبت به دنیای درون و بیرون خود
بر اساس مدل آلپورت، عدم وجود یا درک هر یک از سه خصوصیت فوق در فرد نشان دهنده انحراف از عملکرد بهینه و تغییر از انتهای “سالم” زنجیره یا طیف به سمت انتهای “ناخوش” آن است. این مقاله کاوش کوتاهی از مدل پیوستار سلامت روان است که به مطالعه روان انسان و اختلالات روانی به عنوان یک مفهوم واحد می پردازد (فریش و همکاران، 1992).
این مقاله شامل:
- پیوستار(طیف) سلامت روان چیست؟ (تعریف)
- مدل های کوتاه و بلند
- نگاهی به پیوستار سلامت روان
- زوال و شکوفایی
- پیوستار سلامتی بیماری
- یک پیام به خانه
- منابع
پیوستار سلامت روان چیست؟
پیوستار سلامت روان طیفی از حالات را توصیف می کند که سلامت روان و بیماری روانی در دو انتهای آن قرار دارند. بسته به توانایی های درونی و بیرونی در هر زمان، یک فرد می تواند در یک نقطه از پیوستار قرار گیرد و با بهبود یا بدتر شدن وضعیت، موقعیت خود را تغییر دهد.
قسمتهای متمایز در زنجیره سلامت روان شامل:
- نقطه سالم
افرادی که در این مرحله قرار دارند عموما از زندگی خود راضی و خوشحال هستند. آنها از نظر عاطفی متعادل، پایدار و هدف گرا هستند.
- نقطه مشکل
در محدوده میانی پیوستار سلامت روان است. افرادی که در این نقطه قرار دارند ممکن است کمی پریشانی و ناتوانی در کنار آمدن نشان دهند، اما قادر به انجام وظایف روزمره زندگی هستند.
- نقطه بی نظمی
افراد در این نقطه از پیوستار سلامت روان قادر به کنار آمدن با استرس نیستند و تغییرات قابل توجهی در افکار، رفتار و اعمال خود نشان می دهند.

چگونه می توان از مدل پیوستار سلامت روان استفاده کرد؟
مدل پیوستار سلامت روان که ذهن انسان را روی یک خط مستقیم در نظر می گیرد. میتواند به تمرینکنندگان کمک کند تا الگوهای رفتاری خاصی را که ممکن است نیاز به توجه داشته باشند را تشخیص دهند و راههایی را برای مقابله با ناملایمات پیشنهاد کند.
پیوستار سلامت روان به طور گسترده برای موارد زیر استفاده می شود:
- شناسایی علل زمینه ای اختلال در عملکردهای زندگی روزمره
- جمع آوری اطلاعات در مورد وضعیت های مختلف سلامت روان یک فرد در طول زمان
- مشخص می کند چه زمانی برای بازگرداندن تعادل روانی به کمک متخصص نیاز است
- شناسای علائم اختلالات روانی
به عنوان یک ابزار کمکی قابل اعتماد برای متخصصان در محل کار، مدل پیوستار سلامت روان یک انتخاب محبوب در بین مسئولان و مدیران سازمان های پیشرو است. به عنوان بخشی از روانشناسی سازمانی، مدل پیوستگی به موارد زیر کمک می کند:
- شناسایی منابع استرس در بین کارکنان در تمام سطوح.
- تشویق کارکنان برای داشتن ذهنیتی سالم که می تواند به آنها در غلبه بر پریشانی کمک کند
- حفظ و رشد ذهنیت مثبت در بین مدیران، سرپرستان و سایر کارکنان درمحل کار.
- درک نحوه شناسایی علائم سلامت روان.
- یادگیری این که چگونه با بحران های روانی به طور موثر کنار بیایند و اجازه ندهند که رفاه آنها را به خطر بیندازد.
فرم های کوتاه و بلند پیوستار سلامت روان
فرم های بلند و کوتاه پیوستار سلامت روان، (MHC) پرسشنامه های خودارزیابی شده با مواردی است که سطح فعلی عملکرد روانشناختی فرد را نشان می دهد.
سوالات در هر دو نسخه در سه مقیاس طبقه بندی می شوند:
- سلامت عاطفی
- سلامت روانی
- رفاه اجتماعی
نسخه بلند پیوستار سلامت روان، شامل 40 گویه است که بهزیستی ذهنی را ارزیابی می کند. فرم کوتاه یک نسخه خلاصه شده است و در مجموع از 14 گویه تشکیل شده است (Keyes, 2009) شامل:
- سه سوال مربوط به بهزیستی عاطفی
- شش سوال، بر اساس مدل شش بعدی بهزیستی روانشناختی ریف (1989)
- پنج سوال بر اساس مدل بهزیستی اجتماعی کییز (1998).
هر دو آزمون دارای روایی بالا و پایایی سازگاری درونی هستند که سودمندی آن را برای ارزیابی سلامت روان غیر قابل تردید می کند. هر دو فرم بلند و کوتاه پیوستار سلامت روان برای درک اختلالات سلامت روان و تأثیر آنها بر زندگی روزمره ما مفید است (Keyes & Simoes, 2012).
مطالعات روی افراد مبتلا به اختلالات اضطراب فراگیر و هراس نشان داد که تشویق شرکت کنندگان به ارزیابی سلامت، تأثیر مثبتی بر پیش آگهی دارد و خطر مرگ و میر زودرس را کاهش می دهد (Keyes et al., 2010).
امروزه این فرم ها با موفقیت در بخش های مختلف مراقبت های بهداشتی و دانشگاهی استفاده می شود. در زیر تصاویر مختصری از دو شکل پیوسته سلامت روان ارائه شده است.
فرم طولانی پیوسته سلامت روان – (MHC-LF2002 ؛Keyes)
با هر یک از عبارات زیر در مقیاس یک تا هفت چقدر موافق یا مخالف هستید؟
یک – کاملا موافقم.
دو – تا حدودی موافق.
سه – کمی موافق.
چهار – نظری ندارم.
پنج – کمی مخالف.
شش – تا حدودی مخالف.
هفت – به شدت مخالفم.
فرم کوتاه پیوسته سلامت روان – (MHC-SF ؛ Keyes،2009 )
در طول ماه گذشته، چند بار موارد زیر را در مقیاس یک تا پنج احساس کردید؟
یک – هر روز
دو – تقریباً هر روز
سه- 2 تا 3 بار در هفته
چهار – حدود یک بار در هفته
پنج – هرگز
| جمله | نمره |
| خوشحالی | |
| علاقه مندی به زندگی | |
| رضایت از زندگی | |
| اینکه شما برای کمک به جامعه تأثیر قابل ملاحظه ای داشتید. | |
| اینکه شما به یک جامعه تعلق دارید (مثل یک گروه اجتماعی یا محله خود). | |
| اینکه جامعه ما جای خوبی است یا در حال تبدیل شدن به جای بهتری برای همه مردم است. | |
| که مردم اساسا خوب هستند. | |
| که روش کار جامعه ما برای شما منطقی است. | |
| اینکه بیشتر قسمت های شخصیت خود را دوست دارید. | |
| اینکه در مدیریت مسئولیت های زندگی روزمره خود خوب هستید | |
| اینکه با دیگران روابط گرم و قابل اعتمادی دارید. | |
| اینکه تجربیاتی داشتید که شما را به چالش کشید تا رشد کنید و انسان بهتری شوید. | |
| با اعتماد به نفس فکر می کنید و ایده ها و نظرات خود را بیان می کنید. | |
| این که زندگی شما یک حس جهت یا معنا دارد. |
نگاهی به پیوستار سلامت روان
ما هر روز استرس را تجربه می کنیم و گاهی اوقات این استرس بر شادی و سلامتی ما تأثیر می گذارد. بسیاری از ما در غلبه بر استرس های روزانه موفق می شویم و تعادل درونی ما دست نخورده باقی می ماند. اما گاهی اوقات ممکن است نیاز به کمی حمایت داشته باشیم تا دوباره روی پای خود بایستیم.
توجه به چالشهای روزانه به اندازه مشکلات بزرگتر می تواند مهم باشد. به عنوان مثال، طلاق، مرگ، و بحران مالی بدون شک استرسهای مهمی هستند که میتوانند ثبات روانی ما را تغییر دهند. اما به همان اندازه عوامل استرس زای بالقوه در تجربیات روزانه مانند مشاجره مداوم با همسر، خطرات ناخوشایند رفت و آمد، محیط کار ناخوشایند و غیره نیز نهفته است.
تئوری پیوستار سلامت روان اذعان میکند که هنگام شناسایی جایی که در لحظه کنونی قرار داریم، باید همه چیزهای کوچکی که ما را ناراحت میکنند در نظر بگیریم و روی به حداقل رساندن آنها کار کنیم. این پیوستار، شرایط مختلف سلامت روان و اثرات فیزیولوژیکی آنها را توصیف می کند و راه هایی را برای بهبود هر دو پیشنهاد می کند.
مهم است که به یاد داشته باشیم که همه ما قادر به حرکت در امتداد این طیف هستیم. قرار گرفتن در یک انتها به این معنی نیست که نمی توانیم دوباره در انتهای دیگر باشیم و بالعکس.
رو به زوال یا شکوفایی
سلامت روان حالتی از انجام موفقیتآمیز عملکردهای روانشناختی است که منجر به فعالیتهای مولد، برقراری روابط با افراد و توانایی سازگاری با تغییرات و مقابله با استرس میشود (جاهدا، 1958).
بیماری روانی به معنای نبود سلامت روان نیست. بلکه به این معناست که فرد، در حال حاضر، در یک انتهای پیوستار قرار دارد.
در مدل زنجیره سلامت روان، کییز (2002) نیز حالت های متضاد را به عنوان “رو به زوال یا شکوفایی” توصیف می کند.
مطالعات روی این مدل بر چهار جنبه اساسی متمرکز شده است:
1- شیوع شکوفایی و زوال در جامعه نمونه.
2- ارتباط بیحالی با افسردگی و سایر بیماریهای سلامت روان.
3- رابطه بین شکوفایی و خوشبختی و اینکه آیا این دو به همدیگر وابسته هستند یا خیر.
4- درک سلامت روان و اختلالات سلامت روان در میان جمعیت عمومی.
پیوستار بیماری-سلامتی
دکتر جان تراویس (1972) پیوستار بیماری-سلامتی را ارائه داد و قصد داشت مردم را به جای درمان، الهام بخشد. او این پیوستار و فهرست سلامتی را با برخی متغیرهای ارزشمند در مورد اینکه چگونه اصلاح سبک زندگی میتواند تغییر مثبتی در ذهنیت ایجاد کند و ما را به انتهای سلامتی ادامه دهد، تدوین کرد.
این مفهوم بر ایجاد رفاه از طریق مسئولیت پذیری، کنترل عاطفی، بینش عمیق و درک آگاهانه و جامع تمرکز دارد.
پیوستار بیماری-سلامتی شامل سه مفهوم کلیدی است:
– سلامتی یک فرآیند است. همیشه بالا و پایین، راست و چپ در حال حرکت است. حرکت از یک پارادایم به پارادایم دیگر به معنای موفقیت یا کاستی شخص نیست. این یک فرآیند طبیعی است که همه ما در مقطعی از زندگی از آن عبور می کنیم.
– وجود بیماری به معنای عدم تندرستی نیست و بالعکس. آنها دو درجه متفاوت از طیف هستند و از یک اصل همه یا هیچ پیروی نمی کنند.
– در هر مرحله، ما این پتانسیل را داریم که خود را از بیماری به سلامتی سوق دهیم.
پیوستار سلامت روان The Be You
Be you ابتکار Beyond Blue است، سازمانی که به ارائه خدمات داوطلبانه سلامت روان اختصاص دارد. ابزار پیوسته سلامت روان Be You علائم و نشانه های خاص اختلالات روانی را در مراحل اولیه ردیابی می کند.
Be you یک ابزار مفید برای معلمان، مربیان کودک و متخصصین بهداشت روان است، زیرا:
– فرصتی برای ارائه آموزش های قابل دسترس و اطلاعات مبتنی بر شواهد به دانش آموزان و والدین در مورد مشکلات یادگیری و عملکرد کلی تحصیلی فراهم می کند.
– به آنها کمک میکند بهترین راههای برخورد با کودکانی را که از محیطهای پرتنش و تشنج زا میآیند، بشناسند.
– سوابق سلامت روان را در قالب کتاب راهنما سازماندهی می کند.
– آگاهی از سلامت روان و رفاه را در بین والدین گسترش می دهد.
– امکان ارائه مشاوره و خدمات حمایتی به کودکان دارای ناتوانی یادگیری را فراهم می کند.
پیوستار سلامت روان Be You می تواند علائم خفیف، متوسط و شدید بیماری روانی را ردیابی و تشخیص دهد و برنامه ریزی استراتژی های مداخله را برای متخصصان آسان کند. این یک ابتکار مفید است که مدارس، مراکزمراقبت از کودکان، خدمات پزشکی و بخش سلامت روان را با هدف یکپارچه سازی ارتقاء رفاه و شادی کودکان گرد هم می آورد.
یک پیام
سلامت روانی می تواند با یک رابطه قوی با خود آغاز شود. افراد سالم و شاد معمولا با خود احساس امنیت می کنند. اذعان به وجود هر گونه تنش، نگرانی، یا احساسات طاقت فرسا می تواند در ایجاد ارتباط عمیق تر و معنادارتر با خود بسیار کمک کند. نکته کلیدی مفهوم پیوستار سلامت روان این است که ذهن انسان همیشه در حال حرکت است.
ما این پتانسیل را داریم که خود را از یک سر زنجیره به سر دیگر سوق دهیم. تحولی که در این تغییر اتفاق می افتد می تواند طرز فکر ما را تغییر دهد و ما را سرشار از انرژی مثبت کند. بنابراین، بیایید از این پیوستار استفاده کنیم تا خودمان را بشناسیم، به خودمان گوش دهیم و خود را به سمت یک زندگی شادتر و با رضایت بیشتر سوق دهیم.
References
Allport, G. W. (1937). Personality: A psychological interpretation. Holt.
Frisch, M. B., Cornell, J., Villanueva, M., & Retzlaff, P. J. (1992). Clinical validation of the Quality of Life Inventory. A measure of life satisfaction for use in treatment planning and outcome assessment. Psychological Assessment, 4(1), 92-101.
Jahoda, M. (1958). Joint commission on mental health and illness monograph series: Vol. 1. Current concepts of positive mental health. Basic Books.
Keyes, C. L. M. (1998). Social well-being. Social Psychology Quarterly, 61(2), 121-140.
Keyes, C. L. M. (2002). The mental health continuum: From languishing to flourishing in life. Journal of Health and Social Behavior, 43(2), 207–222.
Keyes, C. L. M. (2009). Brief description of the mental health continuum short fort (MHC-SF). Author. Retrieved from https://peplab.web.unc.edu/wp-content/uploads/sites/18901/2018/11/MHC-SFoverview.pdf
Keyes, C. L. M., Dhingra, S. S., & Simoes, E. J. (2010). Change in level of positive mental health as a predictor of future risk of mental illness. American Journal of Public Health, 100(12), 2366-2371.
Keyes, C. L. M., & Simoes, E. J. (2012). To flourish or not: Positive mental health and all-cause mortality. American Journal of Public Health, 102(11), 2164-2172.
Ryff, C. D. (1989). Happiness is everything, or is it? Explorations on the meaning of psychological well-being. Journal of Personality and Social Psychology, 57(6), 1069-1081.
لینک های مفید

