افراد 65 سال و بالاتر سریعترین رشد جمعیت را در بسیاری از کشورها تشکیل می دهند. در سال 2001 بیش از 5 میلیون سالمند زیر سطح فقر یا “نزدیک به فقیر” در آمریکا زندگی می کردند. اهمیت به سلامت روان سالمندان و توانمند سازی آنان، این روز ها برای جوامع اهمیت ویژه ای دارد. ما در این مقاله درباره سلامت روان سالمندان و نکات حفظ و افزایش آن صحبت خواهیم کرد.
بیشتر سالمندان از سلامت روانی خوبی برخوردارند. با این حال، پیشبینی می شود که تعداد سالمندان مبتلا به مشکلات سلامت روانی و رفتاری تقریباً چهار برابر شود و از 4 میلیون نفر در سال 1970 به 15 میلیون نفر در سال 2030 برسد که این مسئله تهدیدی برای سلامت روان سالمندان است.
به خصوص در افراد مسن برخی از مشکلات اواخر زندگی که می توانند منجر به افسردگی و اضطراب شوند عبارتند از: درگیری با مشکلات جسمی، مراقبت از همسر مبتلا به زوال عقل یا ناتوانی جسمی، سوگواری برای مرگ عزیزان و مدیریت تعارض با اعضای خانواده.
پرداختن به این مشکلات و درمان بیماری های روانی، منجر به کاهش رنج عاطفی، بهبود سلامت جسمی، کاهش ناتوانی و کیفیت زندگی بهتر برای سالمندان و خانواده هایشان خواهد شد. افزایش دسترسی به خدمات سلامت روان سالمندان، با کاهش دفعات ویزیت ها و اقدامات پزشکی و استفاده از دارو و هزینه های مراقبت های بهداشتی همراه است.
راهکارهای افزایش سلامت روان سالمندان
روانشناسان می توانند نقش مهمی در رسیدگی به نیازهای سلامت روان سالمندان و حمایت از نقاط قوت جمعیت رو به رشد سالمندان داشته باشند. در مجموع، در آمریکا روانشناسان بیش از 50000 ساعت مراقبت در هفته به افراد مسن ارائه می دهند و 70 درصد از روانشناسان شاغل خدماتی را به افراد مسن ارائه می دهند. مطالعات نشان می دهد که اکثریت دانشجویان در دوره دکتری روانشناسی علاقه مند به کار با افراد مسن هستند و انتظار دارند در طول حرفه خود خدمات بالینی را به افراد مسن ارائه دهند.
مشاوره با سالمندان باید با دانش اولیه در مورد روند پیری، مانند پیری طبیعی در مقابل آسیب شناختی، واقعیت در مقابل خیال، و کلیشه ها انجام شود. مشاوران باید به جنبههای فیزیکی، ذهنی و عاطفی مراجعین سالمند مسلط باشند و در تشخیصهای بالینی مواردی مانند تمایز بین افسردگی و زوال عقل، که مخصوصاً در این جمعیت صدق میکند ماهر باشند.
اکثر رویکردهای مشاوره بر پایه احترام، همدلی و حمایت بنا شده است. ایجاد فرهنگی که در آن سالمندان سالم از نظر روانی “عادی” در نظر گرفته شوند، در مشاوره سالمندان بسیار مهم است. مشاوران باید این ایده را ترویج کنند که سالمندی به خودی خود آسیب زا نیست و لزوماً نیازی به مشاوره ندارد. با این حال، زمانی که علائم فراتر از سطح توانایی عملکرد افراد مسن افزایش مییابد، صرف نظر از سن، انجام مشاوره لازم است.
مشکلات رایج و اختلالات روانی در سالمندی
اگرچه کهولت سن لزوما با مشکلات روانی همراه نیست، با این وجود سالمندان در یک جامعه در طول زندگی خود زمینه های نگرانی مشترکی را تجربه میکنند. تشخیص اشتباه درباره سلامت روان سالمندان، اغلب به خاطر این باور است که همه افراد مسن افسرده هستند. اما مشکلات رایجی که سالمندان با آن ها دست و پنجه نرم می کنند و سلامت روان سالمندان را تهدید می کند عبارتند از:
- از آنجایی که تعدادی از افراد مسن به احتمال زیاد در هنگام تجربه مشکلات ابتدا به پزشک عمومی یا مرکز بهداشت مراجعه می کنند، مشکلات روانی ممکن است به صورت جسمی گزارش شوند. مراجعین مسن ممکن است به جای شناسایی اضطراب، احساس ناامیدی یا افسردگی، نگرانی خود را به صورت اختلال خواب، سردرد، از دست دادن اشتها یا تغییر وزن ابراز کنند. مشاوران با ارزیابی اینکه علائم مراجع تا چه حد ناشی از عوامل روانی و تا چه حد ناشی از اختلال بیوشیمیایی است، درک بیشتری از شرایط بیماربه دست خواهند آورد.
- شایع ترین اختلالات روانی در جمعیت سالمند شامل اضطراب، افسردگی، بی خوابی، اختلال شناختی و اختلال سازگاری است. اگر یک فرد مسن در خانه سالمندان زندگی می کند، احتمال تجربه این اختلالات افزایش می یابد. هر اختلالی از نظر شدت سطوح مختلفی دارد. به عنوان مثال، افسردگی می تواند از یک غم و اندوه واکنشی (نشات گرفته از اتفاقات جزئی) تا اندوه (یک پاسخ طبیعی به فقدان) و تا افسردگی بالینی با علائمی که باعث اختلال در عملکرد روزانه می شود، متغیر باشد. خطر افکار خودکشی با علائم افسردگی افزایش مییابد و نباید در افراد مسن از آن غافل شد.
- مردان سفیدپوست مسن نسبت به بقیه بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. به طور کلی، در آمریکا 20 درصد از تمام خودکشی ها در سالمندان است. در ارزیابی خطر خودکشی، مشاور باید نسبت به شناسایی افکار خودکشی و امکان اقدام به آن هوشیار باشد.
- علاوه بر اختلالات فوق، مشاور باید از احتمال مصرف مواد از جمله سوء مصرف الکل و داروهای تجویزی آگاه باشد. سوء مصرف مواد یا وابستگی، اغلب در این جمعیت به دلیل کاهش عملکرد اجتماعی و شغلی آنها نادیده گرفته می شود. علائم اغلب ممکن است به صورت خودمراقبتی ضعیف، زمین خوردن های بی دلیل، سوء تغذیه و بیماری های داخلی ظاهر شوند.
- مشاوران همچنین باید بتوانند بیماریهای روانی مزمن و اختلالات شخصیتی را در این افراد شناسایی کنند. با بالا رفتن سن، افراد جوان مبتلا به بیماری روانی مزمن، به سالمندان مبتلا به بیماری روانی مزمن تبدیل می شوند. اگرچه اغلب تصور میشود که شدت رفتارهای مرتبط با اختلالات شخصیتی با افزایش سن کاهش مییابد، اما ممکن است شدت آن تحت استرس یا با از دست دادن مهار زندگی مانند تغییر در وضعیت زندگی، افزایش یابد.
انواع مشاوره سالمندان
مشخص شده است که مشاوره برای سالمندانی که دیسترس را تجربه می کنند برای افزایش سلامت روان سالمندان مؤثر است و به دلیل افزایش خطر عوارض جانبی دارویی در سالمندان، نسبت به دارو ارجحیت دارد. در صورت نیاز، ترکیبی از دارو و مشاوره می تواند مداخله موفقی برای علائم روانشناختی باشد.
مشاوره فردی و گروهی برای سالمندانی که به دنبال درمان سلامت روان هستند، مناسب است. مشاوره فردی به مراجعین مسنتر زمان و حریم خصوصی را برای گفتگو درباره افکار و احساساتی که ممکن است تجربه کنند، ارائه می دهد. همچنین نشان داده شده است که مشاوره گروهی برای جمعیت سالخورده مؤثر است و از طریق تعامل بین اعضا، علاوه بر درمان مشکل شناخته شده و افزایش سلامت روان سالمندان، می تواند به کاهش انزوا در این بیماران کمک کند.
انواع متداول گروه درمانی برای سلامت روان سالمندان عبارتند از یادآوری خاطرات (ادغام خاطرات گذشته در عملکرد امروز)، بین فردی (کاوش در تعاملات و روابط شخصی)، رویدادهای جاری (تشویق توجه به اخبار جاری) و تنظیم (تمرکز بر انتقال).
صرف نظر از نوع مداخله مشاوره، ارزیابی کامل نیازهای مراجع ضروری است. مصاحبه بالینی اغلب کافی است، اما در صورت نیاز به ارزیابی بیشتر می توان از ابزارهای متناسب با سن (مانند پرسشنامه افسردگی سالمندان) استفاده کرد. علاوه بر این، مشاوران باید از زمان مراجعه بیمار به هر متخصص و همچنین منابع مناسب برای مراجعه مثلا مرکز بهداشت، متخصص تغذیه ، متخصص اعصاب و روان و… آگاه باشند.
فرآیند مشاوره سالمندان
هنگامی که یک سالمند به مراقبت های بهداشت روانی دسترسی پیدا می کند، توجه به قالب سنتی جامعه که بیمار در آن زندگی می کند می تواند بسیار کمک کننده باشد. مشاوران باید از زمینه اجتماعی و چالشهای موجود در دنیای سالمند درآن جامعه آگاه باشند. برای بسیاری از افراد مسن، انجام مشاوره یک تجربه جدید و احتمالاً ترسناک است. آموزش در مورد فرآیند مشاوره ممکن است به ایجاد ارتباط و ایجاد انتظارات مناسب کمک کند. مشاور با تشریح قوانین جلسات (به عنوان مثال، مدت زمانی که هر جلسه طول می کشد، هزینه و مدت درمان) و شرح روند درمان، می تواند به طور بالقوه نگرانی ها را کاهش دهد و به مراجعین مسن اجازه دهد تا در دوره درمان خود شرکت فعال داشته باشند.
مشاوران ممکن است زمان بیشتری را برای توضیح پیشرفت مشاوره در نظر بگیرند، جهت گیری نظری و رویکرد درمانی خود را به شیوه ای بدون اصطلاحات تخصصی توصیف کنند و در صورت امکان از اصطلاحات و مثال های مشخص استفاده کنند. انتخاب اصطلاحات مهم است، و مشاوران بهتر است از استفاده از زبان غیررسمی تر خودداری کنند.
مشاوران همچنین باید در استفاده از اصطلاحات تخصصی با معنای منفی بالقوه محتاط باشند، زیرا ممکن است مراجعان مسن تر خود را “افسرده” تشخیص ندهند و معنای واقعی آن را متوجه نشوند، اما در عوض ممکن است به راحتی اصطلاحات”احساس بی جانی”، “بی حوصلگی” یا “بی کسی” را متوجه شوند. همچنین مددجویان مسنتر ممکن است با اصطلاحات «در دلم رخت میشویند» یا «مور مور میشوم» اضطراب خود را نشان دهند. سایر مراجعین مسن ممکن است راحت تر صحبت در مورد علائم را با این جمله شروع کنند: “من فقط احساس خوبی نداشتم.”
ادامه ارتباط و مفهوم سازی مشترک نیز زمانی اتفاق می افتد که مشاور از جدول زمانی وقایعی که ممکن است بر دیدگاه یک فرد سالمند در مورد زندگی تأثیر گذاشته باشد، اطلاع داشته باشد. آگاهی کلی از تأثیر اجتماعی جنگها، رکود اقتصادی و سایر رویدادهای تاریخی ممکن است باعث شود مراجع احساس کند مشاور به درک مرحله زندگی آنها علاقه دارد. اگرچه هر فرد رویدادها را به روشی منحصر به فرد تجربه می کند، اما درک اولیه در مورد رویدادهای اصلی که این گروه از آنها جان سالم به در برده است ممکن است روند درمانی را تسهیل کند.
مراجعین مسن تر ممکن است یکسری مشکلات جسمی داشته باشند که بر طول دوره درمان تأثیر می گذارد. مثلا ممکن است در شنیدن مشکل داشته باشند، که لازم است تمهیداتی برای کاهش دلسرد شدن هر دو طرف در پیشبرد جلسات مشاوره در نظر گرفت. مثلا مشاور باید واضح تر صحبت کند، بلندتر صحبت کند، با صدای عمیق تر صحبت کند، و احتمالاً آهسته تر صحبت کند، یا ممکن است مراجعه کننده به وسایل کمکی مانند سمعک نیاز داشته باشد.
یا مثلا برخی از مراجعان ممکن است ضعف در بینایی داشته باشند که مشاوران در این موارد می توانند مطالب نوشته شده را با سایز بزرگ تر چاپ کنند یا بنویسند. همچنین مشاور باید در زمینه محدودیتهای فیزیکی که در تکمیل مدارک یا امضا بیمار مشکل ایجاد میکند، برنامه ریزی داشته باشد.
علاوه بر این، گاهی لازم است مشاوران سرعت درمان را کاهش دهند که می تواند یک روش موثر برای اطمینان از درک مشتری باشد. پزشکان باید برای مراجعانی که اختلال کلی در عملکرد حافظه دارند آماده باشند. در این موارد پزشکان نیاز به تکرار بیشتر، ارائه مطالب عملی و تمرکز بر رویدادها و احساساتی دارند که بیمار به راحتی به خاطر میآورد. تفسیرهای پیچیده و پر از اصطلاحات تخصصی معمولا موفقیت آمیز نخواهد بود، زیرا بسیاری از افراد مسن ممکن است پذیرای تکنیک های عمل گرا و حل مسئله باشند.
علاوه بر این، ممکن است به دلیل مسائل مراقبتی یا شرایط زندگی، تغییراتی در درمان ضروری باشد. مثلا فردی که کار خارج از خانه را رها میکند، کمتر میتواند در اجتماع شرکت کند. و کسی که یا تجربه مرگ خانواده و دوستانش را تجربه میکند،احتمال انزوای اجتماعی در او شدت میابد و بیشتر توجه و تمرکز وی بر روی همسر یا خانواده قرار می گیرد، اما این قضیه با احساسات متضاد همراه است، زیرا بسیاری از سالمندان نگران این هستند که سربار خانواده خود شوند. در مواردی، مراقبان و اعضای خانواده می توانند در فرآیند مشاوره برای بررسی چنین نگرانیهایی شرکت کنند.
همچنین با توجه به محیطهای زندگی مختلف، مسائل منحصربه فردی به وجود میآیند، زیرا افراد مسن تری که به طور مستقل در جامعه زندگی می کنند، چالش های متفاوتی را نسبت به کسانی که با خانواده زندگی میکنند، کسانی که پرستار خانگی دارند، یا کسانی که در یک مرکز نگهداری از سالمندان زندگی میکنند، تجربه میکنند.
مشاوران باید سیستمی را که مراجع در آن زندگی میکند، درک کنند، تا بهتر بتوانند چالش های ایجاد شده برای سلامت روان سالمندان را تشخیص داده و درک کنند. به عنوان مثال، اگر مراجعه کننده ای که در خانه سالمندان زندگی میکند از گم شدن لباسهایی که دیگری آن را پوشیده است شکایت کند، مشاور باید مشخص کند که آیا مراجع نشانه هایی از پارانویا یا نقص حافظه دارد یا خیر.
انتقال و انتقال متقابل در فرایند مشاوره سلامت روان سالمندان
انتقال شامل نسبت دادن ویژگی ها، صفات یا رفتارها به یک فرد بر اساس ایده ها و اعتقاداتی است که فرد آن ها را آموخته است. بنابراین، مراجعین مسن تر ممکن است با دیدن درمانگر جوان، در مورد مرگ و میر خود، از دست دادن روابط یا استقلال، یا آسیب های فیزیکی خود فکر کنند.
شاید آن ها فکر کنند غیرممکن است که فردی بسیار جوان تر بتواند افکار و احساسات آن ها را در مراحل بعدی زندگی درک کند. و یا یک درمانگر جوان ممکن است بیش از حد روی بیماری یا مرگ فرد مسن تمرکز کند، یا ممکن است با او بهعنوان فرد «بدخلق» یا «شکننده» رفتار کند، یا ممکن است او را فردی «مثل پدربزرگ و مادربزرگ مهربان» بداند. در چنین مواردی در صورت نیاز، صحبت در مورد احتمال درک نادرست متقابل، می تواند منجر به یک گفتگوی مفید و موثر در مورد سن و فرآیند مشاوره شود.
اگرچه به ندرت به آن اشاره می شود، اما یک چالش بالقوه کار با مراجعین مسن، افزایش احتمال تجربه مرگ او است. مشاوران ممکن است از واکنش خود به مرگ مراجع به عنوان یک تجربه آگاه باشند. به عنوان یک انسان، ممکن است با اندوه، احساس گناه و یادآوری از دست دادن نزدیکان مسن خود مواجه شوند. اما مشاوران از نظر نقش ویژه ای که در زندگی آن فرد دارند، لازم است انتظار احتمال مرگ مراجع را داشته باشند و بدانند که این مساله می تواند برای مشاورانی که با سالمندان کار می کنند، دارای اثرات منفی باشد.
موانع خدمات سلامت روان سالمندان
افراد مسن معمولاً به دلیل موانع فیزیکی، مالی و فرهنگی با چالش های متعددی در دریافت خدمات مشاوره مواجه هستند. تحرک فیزیکی محدود و دسترسی محدود به وسایل حمل و نقل می تواند حضور در جلسات مشاوره را دشوار کند. برای کسانی که با چنین شرایطی دست و پنجه نرم می کنند، فعالیت های «غیر ضروری» مانند درمان ممکن است به راحتی از فهرست اولویت ها حذف شوند.
به طور مشابه، برای کسانی که بودجه مالی محدودی دارند، اقدام برای مداخلاتی مانند مشاوره که نیاز به مراجعه طولانی مدت دارد، احتمالاً مورد توجه قرار نمیگیرد. همچنین در سالمندانی که مشاوره را برای کسانی میدانند که مشکلات روانی شدید دارند، غلبه بر انگ درمان به خودی خود یک چالش است.
علاوه بر کاهش موانع احتمالی، مشاورانی که با سالمندان کار میکنند بهتر است تا با یک تیم درمان کار کنند و از نزدیک با سایر ارائه دهندگان مراقبت و متخصصین سلامت، مانند پزشک مرکز بهداشت، مدیر خانه سالمندی که بیمار در آن زندگی می کند و یا یکی از اعضای خانواده در ارتباط باشند. در صورتی که فرد به گروه ارائه دهندگان مراقبت مراجعین سالمند خود اعتماد داشته باشد، ایجاد یک رابطه قابل اعتماد با بیمار تسهیل می شود.
نتیجه
رویدادها و تجربیات بی پایانی در مشاوره به کسانی که دوران سالمندی را سپری می کنند وجود دارد. کمک به سالمندان دچار دیسترس در جهت توجه و یادآوری نقاط قوت شان و گفتگو در مورد راه های تقویت این نقاط قوت، برای کسانی که به سالمندان مشاوره می دهند، می تواند در جهت افزایش سلامت روان سالمندان تاثیرگذار باشد.
شما می توانید سوالات و تجربیات خود در این زمینه را در قسمت دیدگاه ها با ما به اشتراک بگذارید. همچنین اگر در دانشجو یا مدرس حوزه های رواندرمانی و یا مشاوره سالمندان هستید، ما برای شما پاورپوینت مشاوره سالمندی را آماده کرده ایم که می توانید در ارائه ها و آموزش ها از آن استفاده کنید.

